کتاب “غرب زدگی” جلال ال احمد

در این متن، تصمیم دارم که خلاصه‌ای از کتاب “غرب زدگی” جلال ال احمد ارائه کنم، هرچند که خود این کتاب خیلی‌ کوتاه و خلاصه است. بی‌ شک این خلاصه نمیتواند حق مطلب را ادا کند، به همین خاطر به همه پیشنهاد می‌کنم که خود این کتاب را هم مطالعه کنند. پیشاپیش به خاطر قصوری که در کلام و برداشت من خواهد بود، از خوانندهٔ این پست و از خود مرحوم جلال عذر خواهی‌ می‌کنم.

کتاب غرب زدگی جلال ال احمد، یکی‌ از کتابهای جالبی‌ ‌ست که درباره ی گرایش کورکورانه شرق به سمت غرب می‌‌باشد. در واقع، این کتاب بر اساس تجربیات شخصی‌ نویسنده استوار شده است. در این کتاب، نویسنده یک نگاه اجمالی به اتفاقات اطراف خود دارد و آنها را از زاویه ی پدیده شناسی‌ اجتماعی بررسی‌ می‌کند. این کتاب، نثری صریح و تا حدی شتاب زده دارد، و در تقبیح رفتارهایی که به نظرش زشت می‌آیند، چه در گذشته و چه در حال، ابایی ندارد.

در این کتاب، نویسنده، جهان را به دو قسمت تقسیم می‌کند: غرب، که دچار ماشین زدگی شده، و برای محصولات خودش به دنبال مشتری دائم میگردد؛ و شرق، که به عنوان مشتری در دام غرب افتاده، و غرب زده شده است. قسمتهای از این کتاب اشاره دارد به این موضوع که غرب برای نگاه داشتن این مشتری دائم، یعنی‌ شرق، تمام تلاش خودش را می‌کند، و گهگاهی هم دست به تمجید و تشویق از این شرق غربزده میزند. همینطور، نویسنده به این موضوع اشاره می‌کند که فقط محصولات ماشینی نیستند که از غرب به شرق وارد میشوند، بلکه فرهنگ و آئین و سنتها هم از طریق وسائل و لوازم به شرق سرازیر میشوند.

در بخش هایی از این کتاب به چرایی جوی راجع به غربزدگی پرداخته شده است، و ریشه ی آنها را در واقع دعوای بین ادیان اسلام و مسیحیت می‌داند و با نگاه گذرای تاریخی‌ به این موضوع، این نظریه ی خود را شرح میدهد. در این کتاب، یک نگاه بدبینانه به تمام کسانی‌ که از غرب نگاهی‌ به شرق دارند، وجود دارد [که به عقیده ی من پر بیراه هم نیست]. در واقع، به برداشت بنده، دیدی در این کتاب وجود دارد که اگر کسی‌، کاری در جهت شناخت شرق می‌کند، در جهت تسلط بیشتر است. بعلاوه، این کتاب، روند تاریخی‌ ایران معاصر و تحولات داخلی‌ از قبیل مشروطه، روی کار آمدن رضا خان و غیره را از دریچه ی تحولات غرب، و غرب زدگی، بررسی‌ می‌کند.

در بخشی از کتاب، راه حل این مساله، غربزدگی، را در ساخت ماشین و تربیت نیروی کار داخلی‌ می‌داند. در جائی‌، علت عملی‌ نشدن این امرِ به ظاهر ساده را، در ترس ما از ماشین و البته عدم تلاش ما برای تسلط بر امور می‌داند. در اواخر کتاب، به موضوع فرهنگ و دانشگاه می‌‌پردازد، و از فارغ‌التحصیلان خارجی‌، خوبی‌ها و بدیهاشون، قلم به میان میاورد. مهم اینکه، هم تحصیل کرده خارج‌ای که قصد نهادینه کردن فرهنگ غربی تو ایران را دارد، و هم استاد داخل‌ای که کاری جز نبش قبر گذشته ندارد را تقبیح می‌کند.

در جائی‌ از کتاب، به موضوع دموکراسی‌ در غرب میپردازد و آنرا تحسین می‌کند. البته همین دموکراسی‌ را هم ما حاصل ماشین زدگی می‌داند. نبود دموکراسی‌ در ایران را حاصل یک سری دلایلی از قبیل نبود فرهنگ عمومی دموکراسی‌ در جامعه، نبود ابزار دموکراسی از قبیل رسانه و احزاب، و نبود آزادیهای کافی‌، بیان می‌کند. و در نهایت، ابراز می‌کند که تا آحاد جامعه با مفهوم حزب و دموکراسی‌ به معنی‌ واقعی‌ آشنا نشوند، ادعای دموکراسی‌ یک ادعای خام و بی‌ اساس است.

در نهایت، به موضوع ماشین زدگی خود غربی‌ها میپردازد و بیان می‌کند که مفهوم ماشین، خود غربی‌ها را هم به تسخیر در آورده است. کسل شدن و یکپارچه شدن (از بین رفتن گوناگونی) جامعه را از اثرات ماشین زدگی میداند و این بازگشت به فرهنگ شرقی‌ را نشان از خستگی‌ غرب از ماشین میداند. البته، لازم به ذکر است که در طول کتاب، از آدم‌های فرهیخته غربی هم صحبت می‌کند، که بی‌ انصافی نکرده باشد.

در کل، این کتاب قصد معرفی‌ نشانه‌‌ها و دلایل یک جامعه غربزده، از دیده نویسنده، را دارد. که این نشانه‌‌ها و دلایل، نتیجه تحلیل و تحقیق نویسنده است. به صورت کلی‌، نویسنده، به نقش تمام قشرهای جامعه از قبیل شاه، وزرا، فرهنگیها، مذهبیون، تا آدمهای کوچه و خیابان در فرآیند غربزدگی اشاره می‌کند. در واقع، نویسنده قصد ابراز نگرانی خود و البته ارائه نگاهی‌ گذرا به راه حل‌ها را در مورد معضل غربزدگی دارد. نکتهٔ متاثر کننده اینکه، بسیاری از آن‌ نشانه‌‌ها و موانع در ایران امروز هم پا برجا هستند.

Advertisements

One thought on “کتاب “غرب زدگی” جلال ال احمد

  1. داده های جدید نشان می دهد که غرب آنقدر که به سرمایه اندوزی گرایش دارد به ماشین گرایش ندارد در واقع اگر برای غرب سود بیشتر بدون توسل به دستگاه های گرانقیمت امکان پذیر باشد غرب بی درنگ به روش های دست ساز می پردازد نوع ماشین های تولیدی که در غرب ساخته شده، تنها به اندازه مورد نیاز از خودکارسازی یا همانندسازی بهره برده و آنجایی که بهره کشی از انسان ها کار را تندتر و نزدیک به سود بیتشر می کرده از آن روش رفته است. اینجاست که باید گفت این ماشین نیست که غرب به دنبال آن است این سود بیشتر و بیشتر است که هدف است حالا با ماشین یا با دست
    از طرف دیگر دستگاه ها و ماشین ها چیزهایی نیستند که شرق با آن بیگانه باشد همانطور که از آسیاهای عمودی بادی و از دستگاه های مکانیکی برای اندازه گیری ساعت و برای منظورهای دیگر در ایران و خاورمیانه بهره گرفته شده است. نکته ای که شرق می تواند خود را از غرب جدا و برتر کند در فلسفه بهره گیری از ماشین است ، غرب بدنبال آزادسازی و آسوده سازی انسان نیست اگر در مسیر سرمایه اندوزی این ها بدست آید که چه بهتر وگر نه اصل برای غرب سرمایه اندوزی است، شرق می تواند نسل جدیدی از ماشین ها را به میدان بیاورد که هدفش بالابردن ارزش انسان و آزادکردن او از بند روزمرگی و بیهودگی و بالابردن قدرت تولید اوست به گونه ای که ساختن اشیا زیبا و سودمند برای خود هنرمند هم زندگی آسوده ای به ارمغان بیاورد نه تنها برای سرمایه دارهایی که گهگاه روی کارهای هنری سرمایه می گذارند

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s