از طبیعه تا ماوراء الطبیعه

چندی پیش یکی‌ از دوستان داشت اشاره میکرد که اونهایی که دوست دارند روی  فلسفه وجودی و الهیات کار کنند، باید از فیزیک شروع کنند. این موضوع من رو وا داشت که این پست رو بنویسم. هر کسی‌ که بخشهایی از این بلاگ رو خوانده باشد و یا اینکه من را بشناسد، برایش مبرهن است که من دلبستگی خاصی‌ به علم، دانش، و فلسفه وجودی دارم. البته من اینجا بین “علم” و “دانش” یه فرق فلسفی‌ قائل هستم. هدف “دانش” کسب، توصیف، و استفاده از جهان مادی از طریق تجربی‌ است، در حالیکه هدف “علم” (یا الهیات) پی‌ بردن به راز هستی‌ از روشهای عقلی و نقلی است. پس “علم” و “دانش” هم در هدف هم روش متفاوت هستند. بطور مصداقی، من اخلاق و دین رو ماحصل “علم” و تکنولوژی رو ماحصل “دانش” می‌دونم. البته بدون شک، این موضوع یکی‌ از مباحثی است که خیلی‌ جای بحث داره.

همیشه چرایی پیشرفت علم و دانش در کنار هم در سال‌های قدیم و جدایی روز افزون این دو در سال‌های اخیر مورد سوال من بوده. اگر به کتب فلسفه اسلامی در قرون اولیه در ایران دقت کنیم، درموارد زیادی القابی مثل فیزیکدان، ریاضیدان، و فیلسوف رو در کنار هم برای افرادی که در عرفان و یا در دین هم شناخته شده هستند میبینیم. در حالیکه چه در اون زمان، و چه در این زمان, اینها از هم متمایز بوده اند. و این تفاوت در دو کتاب “شفا” و “قانون” ابن سینا کاملا مشهود است.

در عین حال، به نظر من جدایی این دو شاخه از هم موجب اضمحلال هردوی آنها هم شده. در واقع, این جدایی موجب تولید دانش بدون اخلاق، و پیدایش اخلاقی که با دانش فاصله زیادی داره شده است. به طور خلاصه، تعریف من از دانش بدون اخلاق، دانشی است که در حین تولید و استفادش, اخلاق هیچ جایگاهی نداشته باشه. البته در سال‌های اخیر، سعی‌ شده است که تا اندازه ای حقوق حیوانات و غیره به دانش و دانشگری اضافه بشن، ولی‌ چون همهٔ اینها جنبه بیرونی و افزودنی دارند، اون تأثیری که باید, قطعا نگذشته اند.

در مجموع, من هم اعتقاد دارم که مسیر تحقیق در ماوراء الطبیعه از شناخت طبیعت می‌گذره. در واقع شرط لازمه ولی‌ کافی‌ نیست. و شاید اگر بخواهیم که دوباره به دوران طلائی علم و دانش برگردیم باید این دو شاخه رو باز باهم همگام کنیم. و شاید این تنها راه جلوگیری از انحرافات علم و دانش باشه. شاهد این مدعا در عصر حاضر هم، دکتر حسین نصرهستند که دانش را از فیزیک شروع کرده، و هم اکنون یکی‌ از بزرگان علم فلسفه اسلامی هستند و کارهای ارزنده و به دور از خرافات و اختلافاتی بجای گذشته اند.

Advertisements

3 thoughts on “از طبیعه تا ماوراء الطبیعه

  1. دوستی می گفت ماوراء طبیعت چیزی است که دانش کنونی ما قادر به درکش نیست و با پیشرفت روز افزون بشر کم کم قوانین ماوراء طبیعت هم شناخته می شوند. البنه این تصور خیلی مادی است. من آن زمان با او موافق نبودم ولی در حال حاضر نمی توانم رد یا تاییدش کنم.

  2. با تشکر از کامنتت. آره، این یک موضوعی بود که من واسه اختصار خیلی‌ واردش نشدم. اخیرا خیلی‌ تلاش شده و می‌شه که چیزایی که در حیطه ی علم بوده رو با دانش توضیح بعدند. هرچند که اینکار باعث زدودن غبار از چهره علم می‌شه، غباری که سالها روش نشسته، من خودم فکر می‌کنم که از آونجایی که ایندو شاخه هم در هدف و هم در روش متفاوت هستند، در نهیات امکان پذیر نخواهد بود. یجورایی این من رو یاد قضیه عدم‌کمال گودل (Godel Incompleteness theorem) میندازه.

  3. Pingback: Gödel’s Incompleteness Theorem and necessity of God! | didgaha

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s