آیا سنت با مدرنیته در تقابل است؟

توی این سالها متوجه تفکری شدم که در بین مردم و مسئولین کشورهای در حال پیشرفت، مثل ایران خودمون، رواج داره، و اون اینه که، سنت‌های رایج در کشور یکی‌ از دلیل اصلی‌ عقب موندگی اوناست. و به طبع برای پیشرفت نیاز به دور شدن و فاصله گرفتن از اون سنن است. خوب بحثهای زیادی در موافقت و مخالفت این موضوع بیان شده، اینجا من تلاش می‌کنم که نظر خودم رو بیان کنم.

به نظر من، این حرف تا حدی درسته، البته دلیلی‌ که دارم، با دلایلی که غالباً در موافقت با موضوع بالا موجود هست فرق داره. اول برداشت خودم رو از دلیل دیگران بیان کنم، بعد به دلیل خودم میپردازم. بعضی عقیده دارند که گذشته از سستی و حماقت پادشاهان، اشعار و فرهنگ ما پر شده از توصیه هایی که بیشتر باز دارنده هستند از قبیل اینکه، خوش باش و در کنار جوی آب بشین و صفا کن و معشوق رو دریاب و غیره، و کمتر به تحرک و پیشرفت اشاره شده! در نهایت, این حس فرا زمینی‌ و آسایش و قناعت باعث رکود و در جا زدن جامعه شده. پس با دور شدن از این تفکرات و با پرداختن به فرهنگ جدید، ما می‌تونیم تحرک رو در جامعه بیشتر کنیم.

در حالیکه من عقیده دارم فرهنگ ما سرعت پیشرفت ما رو کند کرده به این دلیل که به ما توصیه می‌کنه که در اجرایی کردن ایده‌های خودمون چیزهای زیادی رو در نظر بگیریم. و همینجوری هر فکری به سرمون زد عملیش نکنیم، و سعی‌ کنیم راه حلی‌ پیدا کنیم که توش به آرامش خودمون، دیگران، و پایداری طبیعت لطمه وارد نشه. به عنوان مثال، شاید سال‌های پیش ما میتوانستیم ماشین بخار رو اختراع کنیم، ولی‌ این تفکر که اجازه داریم طبیعت رو نابود کنیم برای اینکه بتونیم سازندگی کنیم در فرهنگ ما شدیدا منع شده بود. همین فرهنگ باعث شده برای انجام هر کاری جوانب بیشتری رو در نظر بگیریم. پس مثلا اگه جمعیت زیاد می‌شه، و نیاز به انرژی داریم، حق نداریم که اولین چیزی رو که دستمون رسید از بین ببریم تا مشکلمون رو حل کنیم، بلکه وظیفه ماست که در چارچوب احترام متقابل به دیگران اعم از انسان و حیوان به یک راه حل برسیم. نمونه این نوع تفکر وعملکرد, می‌شه ساختن حمامی‌ که فقط با یک شمع روشنه! فرهنگ ما نمیگه که وال استریت نداشته باشیم، بلکه میگه گرگ وال ستریت نداشته باشیم. نمیگه خرید و فروش نکنیم، بلکه میگه شرایط دیگران رو در تعیین قیمت در نظر بگیریم.

در واقع, برداشت من این نیست که فرهنگ ما مانع پیشرفته، بلکه در فرهنگ ما  توصیه شده که در حین پیشرفت چه چیزهایی رو نباید از یاد ببریم. چیزهایی از قبیل قناعت (برای جلوگیری از حرص و طمع )، حیوانات، طبیعت، و البته ‌خم ابروی یار! پس ما برای پیشرفت راه سخت‌تری  در پیش رو خواهیم داشت، ولی‌ نتیجه این سختی‌ این خواهد بود که دنیای سالم‌تری ساخته خواهد شد. این عدم پیشرفتی هست که من نه تنها تقبیح نمیکنم، بلکه تشویق هم می‌کنم. در واقع, یکی‌ از دلایلی که برخی‌ از کشورها امروزه پیشتاز هستند اینه که ملاحضاتی از این قسم جلوی خودشون نمیبنینند! ولی‌ خوب میبینیم که چه اثرات منفی‌ روی خودشون و روی جهان گذاشته اند.همین رویکرد باعث شده که هرروز شاهد این هستیم که جوامع بشری، به نام پیشرفت، در از بین بردن آرامش و زیستگاه خودشون و دیگر موجودات از هم پیشی‌ میگیرند در واقع, پیشرفت خوبه ولی‌ به چه قیمتی؟

Advertisements