خلاصه چندماه زندگی در ایران

چند ماه پیش که تازه سه ماه بود برگشته بودم، راجع به زندگی در ایران و دلایل بازگشتم نوشتم. همون موقع وعده کردم که در ماه های آینده بیشتر راجع به چیزهایی که میبینم بنویسم. حالا میخوام بعد از چندماه بنویسم. باید بگم که در یکی و دو ماه گذشته علاوه بر پژوهش، شروع به تدریس هم کردم، و البته در یک زمینه فنآورانه هم اخیرا ورود کردم. مثل قبل، اول بدیها رو میگم، بعد خوبیها رو.
باید بگم یکی از بزرگترین مشکلاتی که هنوز پا برجاست اینه که قوانین خیلی سیالند، مشخص نیستند و مرتب تغییر میکنند، به ویژه در زمینه های کاری جدید. مثلا قوانین مربوط به بنیاد نخبگان توی چند ماه اخیر حداقل هر ۲ ماه یکبار تغییر کرده که هر کدوم یک جور ممکنه که افراد رو بطور برگشت ناپذیری تحت تاثیر قرار بده! من خاطره ای دارم از ۱۵-۱۶ سال پیش، که تازه پیش دانشگاهی رو باب کرده بودند و فقط برای یک سال تصمیم گرفته شد که برای پیش دانشگاهی هم ورودی گذاشته بشه. همون یکسال یکی از دوستان برادرم که درس خون هم بود، بنا به مشکلاتی که پیش‌ اومده بود نتونست نمره مناسب بیاره، بعد  نتونست واسه دانشگاه هم امتحان بده، بعد از ۶ ماه مجبور شد بره سربازی، و بعدا به جای دانشگاه وارد کار خرید و فروش شد! نمیدونم اگر دانشگاه میرفت بهتر بود یا الان بهتره! فقط این رو میدونم که اینجور تغییرات ناگهانی که به جوانبش توجه نمیشه میتونه زندگی بعضی آدمها رو از اینور به اونور کنه! نه اینکه این تغییرات رو تو خارج از ایران مشاهده نکرده باشم، بلکه تو ایران خیلی زیاد تره، مثلا اونجا هر سال یکی دوتا قانونی که با من در ارتباط بود تغییر میکرد، ولی اینجا تو این چند ماه چندین بار اتقاق افتاده. شاید واسه همین هست که میگن کشور در حال توسعه!
این تغییر قوانین وارد دانشگاه ها هم شده، و قوانینی که اساتید جدید با اونها روبرومیشن خیلی عجیب و غریبه! یعنی انگار تمام چیزهای که توی آمریکای شمالی جزو نکات منفی به شمار میرفته رو جمع کردند و تبدیلش کردند به قانون. یعنی فضای کاری از قبل خیلی محدودتر شده. مثلا اخیرا با اساتید به صورت سالانه قرارداد می بندند تا حدود ۵ سال! یعنی ممکنه یهویی با شما قرارداد نبندند!‌ یا از اساتید میخوان که زود مقاله بدند! از شرایط تنیور آمریکا هم سخت تر شده! یکباراز یکی از مسئولین دانشگاه دلیلش رو پرسیدم، و جوابی که شنیدم این بود که مثلا فلان سال فلان فرد سو‌ء استفاده کرده و بعد تصمیم گرفتند همچین قانونی بذارند، که به نظرم خیلی عجیبه! تاخیر و سستی و کندی هم که در کار کنان دانشگاه (کمی فشل تر از بیرون) دیده میشه.
در مورد جامعه باید بگم که جامعه تقریبا یک مجموعه بی هدفی است که دچار بی قانونی شدید شده. البته باید بگم که توی این چند ماه، گهگاهی به برنامه های تلویزیون هم نگاه میکردم که به نظرم از حجم برنامه های آموزشی کم شده، بجاش برنامه های تبلیغاتی اضافه شده. در کنارش سریالها حسابی دیگه آبکی تر شده. شاید فقط برنامه های ورزشی مناسب دیدن باشند، چون بقیه واقعا ارزش دیدن ندارند. البته تلویزیون در آمریکای شمالی هم خیلی آش دهن سوزی نیست، ولی به هر حال امکان این وجود داره که یکی دوتا سریال و برنامه مناسب رو انتخاب کنی و ادامه بدی، هرچند که باید کلی پول بدی، ولی به هر حال هست. البته سینما و تئاتر کمی وضعش بهتره و هنوز فیلمهایی هست که میشه دید و لذت برد.
حالا که به اندازه کافی راجع به مشکلات گفتم، جا داره که از خوبیها هم کمی بگم. اول اینکه، وقتی شروع به تدریس می کنی، متوجه میشی که اگر واقعا وقت بگذاری و مطلب آماده کنی، بچه ها خیلی استقبال میکنند و می شه در واقع منشاء اثر باشی. هنوز حجم کلاسهای لیسانس بیشتر از ۳۰-۴۰ نفر نیست که این باعث میشه بشه موضوعات خاصی رو ارائه کرد و در نحوه عملکرد و فکر بچه ها تغییر ایجاد کرد. موضوع بعدی، راجع به فضای مثبت تحرکی است که بین جونها بویژه در رشته کامپیوتر شروع شده، که قبلا هم راجع بهش گفتم. البته هنوز نیروی کار مناسب پیدا کردن سخت هست و کارها اونجور که باید پیش نمیره، و شاید گاهی در مورد بعضی چیزها سهل انگاری میشه، ولی به هر حال نکته مهم اینه که یک کارهایی خلاصه داره انجام میشه. شرکتهای بزرگ و کوچک همه فعال شدند، البته هنوز تفکر برخی مسئولین رده بالا خیلی تغییر نکرده، ولی طلیعه هایی از تغییر دیده میشه. با توجه به این نو بودن فضا، توی این موقعیت هم میشه یک جریان مثبت ایجاد کرد، مثلا تصور کنید که بشه تحولی مثل گوگل که ۲۰ سال پیش توی آمریکا رقم خورد رو در ایران اجرایی کرد! حالا در ماه های بعدی راجع به فضاهای مناسب کار در حیطه فرهنگی هم سعی میکنم نکاتی رو اشاره کنم. پیشنهاد میکنم که این لینک هم مطالعه کنید.
Advertisements

2 thoughts on “خلاصه چندماه زندگی در ایران

  1. من نمی دانم منظورت از «تحولی که گوگل ایجاد کرد» چی هست. ولی با تو درباره اینکه در ایران خیلی کارها میشود انجام داد موافقم. در نظر بگیر که این قضیه چهل سال پیش همانقدر درست بود که الان درسته. چیزی که برای من جالبه این هست که چقدر ساختار اساسی جامعه و روحیه مردم در سی سال اخیر بدون تغییر اساسی مانده.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s