نکاتی برای مهاجرت به ایران

حتما برای خیلی از دوستان پیش میاد که بخواهند تصمیم بگیرند که به کشور برگردند ولی با توجه به چیزهایی که میشنوند نمیدونند که باید برگردند یا نه. اولین نگرانی اینه که بعد از این همه سال آیا میتونند دوباره جایی واسه خودشون تو ایران باز کنند، یا اینکه با این وضع گرونی و حقوقهای کم و مشکلات زیاد در انباشت مشکلات غرق میشند. چند تا نکته به ذهنم میرسه که شاید واسه دوستان هم کارا باشه:‌
۱- واسه کسایی که میخواهند تو تهران زندگی کنند، مساله خونه و ماشین مساله مهمیه. نسبت به دریافتیها، کرایه خونه بالاست. مثلا یک استادیار دانشگاه تازه وارد، حقوقش حدود ۳.۳ میلیونه، و تقریبا همش واسه اجاره میره. بقیه جاهای خصوصی هم همینقدر شاید یکخورده بیشتر و کمتر میدن. پس با حقوق فقط میشه یک خونه اجاره کرد. قیمت ماشین هم هیچی نباشه، یک ماشینی که نخواد اذیت کنه ۳۰-۵۰ میلیونه. پس اگر میخواهید برگردید و تو تهران زندگی کنید خوب دقت کنید که این پیش نیازها رو دست کم نگیرید. در ضمن، رانندگی بد و آلودگی هوا و خطر زلزله هم هست.
۲- من راجع به مسائل و مشکلات اجتماعی قبلا گفتم و قطعا خودتونم آگاهی دارید، ولی در عین حال، کلی فضای کار هست. فقط باید دقت داشته باشید که نمیشه کاری که اونجا انجام میدهید رو اینجا کپی-پیست کنید. یعنی اگه تصمیم دارید برگردید باید خلاق باشید و کاری انجام بدید که اینجا یک محیطی واسه انجامش هست. مثلا لازم به گفتن نیست که وسائل آزمایشگاهی به ویژه پیشرفته اینجا کمتر یافت میشه. پس اگه تو یک آزمایشگاه چند میلیون دلاری دارید کار میکنید (چه تو دانشگاه چه تو یک شرکت) انتظار نداشته باشید که همون کار رو بتونید تو ایران بکنید!
۳- لطفا بخاطر حس وطن پرستی نیایید. جدا از اینکه من خیلی طرفدار وطن پرستی به فرم امروزیش نیستم (البته که فردوسی رو تحسین میکنم)، اینجا باید اتفاقا با این احساس که چیکار میتونید بکنید بیایید و سعی کنید که واسه خودتون یک رونق اقتصادی درست کنید. البته باید اخلاق کاری رو رعایت کنید. یعنی  دست به رانت و دزدی و غیره نزنید!!
۴- منتظر فرش قرمز نباشید. اینکه شما چندین سال از عمرتون رو جایی مشغول به تحصیل و کار شدید انتظار نداشته باشید که کسی واستون کاری بکنه. البته الان خیلی وضع بهتر شده، ولی باز میگم شما انتظاری نداشته باشید. شما هم مثل بقیه مردم خواهید بود، با این تفاوت که سالها از جامعتون دور بودید و کلی طول میکشه بالانس بشید.
۵- خیلی از ماها میتونیم تو یک جایی که سیستم مشخصی داره کار کنیم، ولی باید یادمون باشه که اوضاع اینجا خیلی سیستماتیک نیست، واسه همین اگه نمیتونید تو یک شبه-سیستم کارکنید، تو تصمیمتون تجدید نظر کنید. با برنامه وارد شید و تلاش کنید که برنامتون رو عملی کنید، البته یکخورده فضا بذارید که برنامتون رو adjust کنید. اگه انتظار دارید که جایی با برنامه پیش بره، به ویژه ارگانهای نسبتا قدیمی باید بگم که شاید انتظاراتتون برآورده نشه.
پس با این حساب کلا چرا برگردید؟ فقط به مساله اینجوری نگاه کنید که شما یک سری اهداف کلی در کار و زندگی دارید، و هر جایی یک سری امکانات و یک سری مشکلات دارد. جایی رو انتخاب کنید که با توجه به اون امکانات و مشکلات، شما بیشتر میتونید به اهداف کار و زندگیتون  جامه عمل بپوشونید. (به قول قدیمیا: رو پیشونی این دنیا نوشته که هرجا دل خوشه اونجا بهشته)
امیدوارم که هرجا هستید موفق و شاد و پیروز باشید.